باستانشناسي زير آب چيست؟
سيد محمد برازنده - براي باستانشناساني که خشکيها و قشر ابتدايي زمين محل کاوش و کندوکاشهاي تحقيقاتي است، بزرگترين تهديد و خطر، توسعه شهرها و انبوهسازيهاي روزافزوني است که در حال گسترش در سراسر جهان هستند. در اين ميان باستانشناسان زير آب نيز بايد مراقب جزر و مد درياها و امواج خروشاني باشند که بخشي از اين دنياي پر رمز و راز را تشکيل ميدهند، زيرا مسووليت اصلي آنها محافظت و کشتي شکستهها و اشيا غرق شده در مقابل اين تغييرات است.
هر کدام از کشتي شکستههاي مجود در اعماق درياها بخشي از تاريخ تمدن بشر را تکشيل ميدهند، کشتيهايي همراه با توپهاي جنگي، ظروف و محمولههاي باري و گنجينههاي تاريخي. گنجينههايي که دريا تمايل و اشتياق چنداني به بازگرداندن آنها ندارد. اين خواستها و اجابت نکردنها همان داستان باستانشناسي زير آب است.
ناکامي و کامروايي، دو مقوله نسبي در باستانشناسي زير آب به شمار ميروند. ناکاميهاي مربوط، متوجه افرادي است که همراه با کشتيها غرق شده و تمام متعلقات خود از جمله جان و زندگي خود را در اين زمان از دست داده بودند، اما اين تکه چوبهاي غرق شده و تمامي آثار همراهشان، بعدها وسيله کامروايي نسلهاي بعد از خود شده و تصويري روشن از گذشتههاي دور را براي آنها خلق ميکنند.
در اين حوزه، هر منطقه معرف لحظهاي متوقف مانده يا منجمد شده در زمان است و هر شي و اثر شناسايي شده در آن نيز بخشي از يک منطقه باستانشناسي وسيع و سه بعدي محسوب ميشود که به رغم گذر زمان، همچنان ماندگاري خود را حفظ کرده است. در اين ميان اگرچه باستانشناسان ميدانند هيچگاه قادر به کامل کردن و به شکل اوليه درآوردن آثار کشف شده نيستند اما با تجزيه و تحليل يافتههاي خود و قرار دادن پازلهاي به دست آمده در کنار يکديگر، رفته رفته به خود را به شکل ابتدايي کشتيها، پيش از غرق شدن آنها نزديک ميکنند.
هريک از اين کشتي شکستههاف داستاني ويژه و منحصر به فرد داشته و در نوع خود دنيايي غيرقابل جايگزين و درعين حال بسيار ظريف از زمان خود را بيان ميکنند
جستجو براي کشف کشتيشکستههاي غرق شده قدمتي به درازاي تاريخ داشته و در اعصار گوناگون بارها صورت گرفته است. ميگويند اسکندر مقدوني، در زماني که ملوانان رومي در حال بيرون کشيدن محولههاي يک کشتي شکسته در عمق 20 متري از آبهاي جنوب فرانسه بودند، براي به دست آوردن يک زنگ به درون آب پريد و با اين کار مشهور شد.
«هانس هاس» و «ژاک کوستو» اولين افرادي بودند که در دهه چهل از کپسولهاي اکسيژن براي غواصي زير آب استفاده کرده بودند. در آن زمان اگرچه، کشتي شکستههاي بسياري در سراسر جهان کشف شده بود، اما هنوز اطلاعات و دريافتهاي اندکي از ويژگيهاي باستانشناسي اين آثار در اختيار باستانشناسان و محققان قرار داشت.
اين نقيصه در سال 1960 توسط يک باستانشناس جوان به نام «جورج باس» رفع شد. کاوشهاي زير آب او همراه با مکتشفي به نام « پيتر تروکمورتون» در خليج «گليدونيا» در ترکيه در کشف يک کشتي شکسته عصر برنز، مراحلي تازه از باستانشناسي زير آب را روشن ساخت. او با مهارتي کامل در اينگونه کاوشها نشان داد، جستجوهاي باستانشناسي در زير آب نيز مي تواند بدون هيچگونه نقصي همچون کاوشهاي زميني انجام گيرد.
تيم باستانشناسي «باس» در حال حاضر، در پي بيرون کشيدن يک کشتي عصر برنز متعلق به قرن چهاردهم پيش از ميلاد از آبهاي منطقه «الوبورن» ترکيه است. اگرچه از آن زمان تاکنون، تجهيزات و فناوريهاي پيچيدهتر و به روز تري در اختيار آنها قرار گرفته اما اصول و روش جستجو در زير آب همچنان بدون تغيير مانده است.
اين روش تاکنون کشتيهاي غرق شده بسياري از دوران کلاسيک را در اعماق درياي مديترانه بيرون کشيده که از آن جمله ميتوان به يک کشتي رومي همراه با 6هزار کوزه در نزديکي بندر مارسي اشاره کرد.
اما اکتشاف و بيرون کشيدن آثار غراق شده، تمامي مراحل مربوط به باستانشناسي زير دريا نيست. مهمترين و و به نوعي سختترين مرحله آن مربوط به نگهداري آثار در خشکي است. اگرچه در بيشتر مواقع اشيا باستاني در شرايط بسيار سالمي در زير آب کشف ميشوند، اما در حقيقت اين آثار بسيار شکننده و بيثبات هستند و تمهيدات و روشهايي ويژه براي حفاظت از آنها مورد نياز است.
اين اشيا به مجرد بيرون کشيده شدن از آب و قرار گرفتن در معرض هوا و نور به سرعت رو به فرسايش و تخريب شدن قرار ميگيرند، اجسام فلزي به سرعت خورده شده و آنچنان حرارتي ميگيرند که نميتوان تماسي با آنها داشت و اشيا چوبي نيز که به نظر در شرايط خوبي در زير آب قرار داشتند در صورت خشک شدن کاملا خاکستر ميشوند.
با اين وجود بايد گفت اشيايي که از دريا خارج و در سطح زمين قرار ميگيرند، بايد از همان لحظه نخست آشنايي با محيط خشک روي زمين بلافاصله مورد حفاظت قرار گيرند.

