سفر به سرزمين 72 اقيلم
ميخواهيم جايي را به شما معرفي کنيم که احتمالا نامش را شنيدهايد، اما بيترديد همه زوايايش را نميشناسيد. اينجا هم نشاني از شمال دارد و هم جنوب. تنها کافي است از تهران زحمت 5 ساعت راه را بر خود هموار کنيد. در اين شهر خبري از دريا نيست، اما طبيعتش دست کمي از شمال ندارد و کويرش هم آنقدر جذاب است که شما را محو خودش ميکند. اينجا سرزمين 72 اقليم است.
شاهرود، در حد فاصل 2 نوع آب و هواي خشک و کويري در جنوب و مرطوب و پرباران در شمال واقع شده که آب و هوايي مطبوع براي اين شهر فراهم کرده و آن را در رديف خوش آب و هواترين شهرهاي ايران جاي داده است.
آبشار مجن
همه گردشگري شاهرود در جنگل ابر و ابرهايش خلاصه ميشود، اما پيشنهاد ديگر را ميتوان آبشار مجن دانست. تصور يخ زدن در گرماي تابستان شايد براي تهرانيها سخت باشد، اما لحظهاي را ميتوان تصور کرد که سرما توان عکسبرداري با دوربين را هم از آدم سلب ميکند. براي ديدن آبشار مجن بايد کمي رانندگي در جاده خاکي را تحمل کرد. در جاده شاهرود به بسطام از يک فرعي وارد جاده مجن ميشويد و پس از طي سي و چند کيلومتر جاده آسفالته به يک جاده خاکي ميرسيد؛ جادهاي که زراعت در اطراف آن پايدار است و بوي محصولات کشاورزي مشامتان را نوازش ميدهد.
آب روان هوس ايستادن و نوشيدن چاي يا خوردن هندوانه را در دلتان زنده ميکند اما در اينجا نميتوان نشاني از قهوهخانه يا مرکز پذيرايي يافت. در ميانه راه اما قهوهخانهاي تازه به هوستان پاسخ ميگويد. صرف چاي که در ظروفي خاص درست ميشود آن هم در جامهاي خاص نکته متفاوت اين قهوهخانه است.
محليها در ميانه راه به شما خبر ميدهند که ممکن است آبشار بسته باشد، اما بسته بودن آبشار عجيب مينمايد؛ مگر ميتوان آبشار را بست؟! پس از طي چند کيلومتر جاده خاکي به جايي ميرسيد که ورودي آبشار است؛ محلي که ماشينهاي سنگين مشغول فعاليت براي ايجاد سدي جديدند و مسافران تنها در روزهاي معمولي ميتوانند وارد مسير آبشار شوند.
نزديک آبشار که ميشوي صداي جيغ ميشنوي گويا مهمانان تازه از راه رسيده آبشار نميتوانند شوق خود را از ديدن عظمت آن پنهان کنند؛ آبشاري که توسط 2 کوه تخت مهار شده است. گردشگران بيخيال تميزي لباسهاي خود ميشوند تا سردي آب را حس کنند، اما سرما چنان است که گاه توان حرکت را از آدمي سلب ميکند. به شرط تحمل سرما ميتوان به نقطه اصلي آبشار رسيد؛ نقطهاي که تمام گردشگران با رسيدن به آن بياختيار فرياد سر ميدهند.
ارتفاع و مسير آبشار به گونهاي است که احساس ميکني آب پودر شده است و ذرههايي از آن به سويت ميآيد. سرما چنان است که نهتنها جسم تو را بيحس ميکند بلکه دوربين عکاسيات نيز قفل ميشود و ديگر توان ثبت لحظهها را ندارد. جذابيت آبشار به گونهاي است که کسي تمايل ترک آن را ندارد، اما چه ميتوان کرد که بدن انسان را تواني محدود است.
گردشگران بيرون آبشار ميايستند، به زيبايياش چشم ميدوزند و تمايلي به ترک آن ندارند. کمي آنطرفتر اما مناظري هست که خاطر را ميآزارد. گويا پاي دشمنان طبيعت به اين جا هم رسيده است: ظروف پلاستيکي و زباله در همهجا پراکنده است.
آبشار مجن براي کوهنوردان نيز جذابيتي خاص دارد. راهنماي محلي توضيح ميدهد که برخي کوهنوردان به اينجا ميآيند و از اينجا مسير خود را به سمت دامغان ادامه ميدهند. محليها توضيح ميدهند که نام اين آبشار تنگه داستان است. به گفته آنان اين تنگه در اثر زلزلهاي که در سالهاي بسيار دور رخ داده ايجاد شده و رودخانه منتهي به آبشار از اين تنگه ميگذرد. طول تنگه در حدود 2 کيلومتر، عرض تقريبي آن 5 متر و کف تنگه به طور کامل در اشغال رودخانه است. در مسير رودخانه آبشارهايي با ارتفاع 5 تا 10 متر ديده ميشود. در راه رفت اشتياق ديدن آبشار مجالي براي ديدن شهر مجن نگذاشت.
ماسوله کوير
در راه بازگشت ميتوان گشتي نيز در شهر زد؛ شهري که نشاني دارد از ماسوله و کندوان و آن را ماسوله کوير مينامند. به مدد آسفالت ميتوان سربالايي را با ماشين رفت و در نقطهاي ايستاد و از بام شهر همهجا را ديد. بخشهايي از شهر بافت قديمي خود را همچنان حفظ کردهاند. بافت قديمي اين شهر که بر بلنداي کوهي قرار دارد، مانند روستاي ماسوله گيلان به گونهاي است که بام هر خانه حياط خانه بالادستي است. اين شهر از شمال و شمال غرب به استان گلستان و از جنوب شرق به شهرستان شاهرود محدود ميشود. ريشسفيدان شهر نام مجن را برگرفته از جنت ميدانند و اين نامگذاري به دليل وجود درختان سر به فلک کشيدهاي است که نميگذارند نور خورشيد به زمين برسد.
آثار و قلعههايي در اطراف شهر مجن به چشم ميخورد و سفالينههايي در تپههاي اطراف آن باقي مانده است. وجود دو درخت کهنسال اورس که در منطقه به نام «سرو» مشهورند نشانگر اين است که از زمان جاري شدن چشمههاي آب، زندگي نيز حضور خود را در اين منطقه خوش آب و هوا آغاز کرده است. کوچههاي تنگ و پر پيچ و خم و شيبدار مجن با شيوه ساخت منازل مسکوني چشمانداز زيبايي به آن بخشيدهاند.
در اين شهر که در دامنه جنوبي رشته کوه البرز آرميده است، ميتوان چهار فصل را به خوبي احساس کرد. با رسيدن فصل بهار، انواع گلهاي وحشي، سبزيهاي صحرايي و گونههاي دارويي نوروز طبيعت را نويد ميدهند. موقعيت اقليمي خاص منطقه شرايط را براي رشد گونههاي مختلف گياهي از قبيل شنگيهاي صحرايي، پونه، سرشو، ريواس، کما، گون و زرشک فراهم کرده است.

