عجايب هفتگانه جهان صنعتي
سيد محمد برازنده - علاوه بر جاذبههاي طبيعي، در جهان جاذبههاي مصنوعي و بشري فراواني وجود دارد، که تاريخچه شکلگيري و ساخت آنها، بسيار پيچيده بوده و جذابيت خاصي به اين بناها ميدهد. علت شکلگيري آنها و مشقتهاي فراواني که در زمان ساخت اين بناها و سازههاي عظيم وعجيب رخ داده، گوياي اهميتي است که هريک در زمان خود داشتهاند. آنچه در ادامه خواهيم خواند بخشي از عجايب هفتگانه دنياي صنعتي است که ميتوان آنرا خواهرخواند عجايب هفتگانه جهان باستان ناميد.
فانوس دريايي بل راک،اسکاتلند:
فانوس درياي بل راک در فاصله سالهاي 1807 تا 1811 توسط يک مهندس اسکاتلندي به نام « رابرت استيونسون» در ساحل شرقي اسکاتلند ساخته شد. منطقه بل راک که نام ديگر آن اينچ کيپ راک نيز بوده، نقطهاي خطرناک در درياي اسکاتلند به شمار ميرفته که به گفته دريانوردان، صدها سالعامل مرگ تعداد زيادي از ملاحان و غرق شدن کشتيهاي گوناگون بوده است. به همين منظور، استيونسون تصميم گرفت تا اين فانوس دريايي را در خطرناکترين نقطه دريا بسازد.
بل راک يا صخره زنگي در عمق 11 مايلي دريا قرار دارد و تغيير وضعيت آن به دليل جزر و مد مدام آب، موقعيتي خطرناک را براي آن به وجود آورده به گونهاي که امکان احداث سازهاي به بلنداي فانوس دريايي در آن غير قابل باور مينمود، اما بر خلاف تمام خطرهاي موجود، استيونسون موفق به ساخت فانوس دريايي شد. اين فانوس دريايي امروز، قديميترين فانوس زنده جهان به شمار ميرود که در خطرناکترين نقطه درياي شمال، حافظ جان دريانوردان است.
کشتي خاور بزرگ:
کشتي خاور بزرگ، تنها کشتي غول آساي جهان به شمار ميرود که با وجود طراحي عجيب خود موفق به درک قرن بيست و يکم نشد. اين کشتي که در سال 1858 و در رودخانه «تيمز» ساخته شد، اولين شناور در زمان خود به شمار ميرفت که بدنهاي تمام آهني داشته و به يکي از لوکسترين کشتيها در آن دوران تبديل شده بود. علاوه بر آن، با 700 فوت طول، بزرگترين کشتي دوران خود به شمار ميرفت.
خاور بزرگ ظرفيت جابهجايي 4 هزار مسافر را داشته و ميتوانست دور دنيا را بدون سوختگيري بپيمايد. به گفتهاي طراحي اين کشتي را انقلابي در صنعت کشتيسازي بيان کردهاند،. وجود دو عرشه آن را غرق نشدني ميکرد و موتورهايي بزرگ که هريک به اندازه يک خانه بودند، قدرتي عجيب به آن ميداد.اين کشتي توسط فردي به نام «ايزامبارد کينگدوم برونل» ساخته شد و سبک «برونل» سنگ بناي طراحي کشتيسازي در سالهاي بعدي شد.
فاضلاب شهري لندن:
در تابستان سال 1858 لندن با بحران شديدي به نام «تعفن بزرگ» دست به گريبان بود، جمعيت در نيمه نخست قرن نوزدهم ميلادي به سرعت در حال افزايش بود و هيچ تدبيري براي بهداشت و سلامت عمومي انديشيده نشده بود. افزايش آلودگي باعث شد، بيماري طائون سه دوره پياپي در شهر لندن شيوع پيدا کرده و بيش از 30 هزار نفر را به کام مرگ بکشاند. جداي از آن فاجعه زبالههاي شهري، لجنزارها و کوچهها و محلههاي کثيف در نقاط مختلف شهري ديده ميشد. در اين زمان مهندسي به نام «جوزف بازالاگت»با ارائه طرحي، منجي مردم لقب گرفت. طرحي که بر مبناي آن 82 مايل از مهمترين زبالهدانهاي شهر به فاضلابهاي خياباني هزار مايلي مرتبط شده و از طريق شبکههاي زيرزميني، از زير خيابانهاي شهر عبور ميکردند. از نتايج اين تصميم بزرگ، لندن به عنوان نخستين کلان شهر مدرن شناخته شده و سيستم فاضلاب آن در مدت زماني بسيار کم در تمام جهان نسخه برداري شد.
نخستين راهآهن بين قارهاي:
در اواسط قرن نوزدهم خط ريلي بين قارهاي يا راهآهن پاسيفيک (اقيانوسيه)، براي نخستين بار قاره آنتلانتيک در آمريکا را به سواحل قاره اقيانوسيه متصل کرد. در احداث اين خط آهن دو گروه مشارکت داشتند که از شرق و از کاليفرنيا، عمليات متصل کردن مسير را انجام ميدادند. اين عمليات برخلاف سختيهاي جغرافيايي و در بحبوحه جنگهاي داخلي غرب وحشي ادامه پيدا کرد و در سال 1869، مسير دو گروه به يکديگر متصل شد. اين خط آهن پس از افتتاح مسير چند ماهه نيويورک به سانفرانسيسکو را به چند روز تقليل داد.
پل بروکلين:
پل بروکلين که طراحي و معماري آن را يک مهندس آلماني به نام «جان روبلينگ» بر عهده داشته يکي از قديميترين پلهاي معلق آمريکا به شمار ميرود که در سال 1883 تکميل شده و بخشهاي بروکلين و منهتن در نيويورک را با عبور از رودخانه شرقي به يکديگر متصل ميکند. اين پل از 846 متر طول برخوردار است و تا سال 1903 به عنوان طولانيترين پل معلق جهان بوده و نخستين پل معلق با مهارهاي فولادي است. قرار گرفتن پايههاي پل در عمق 70 پايي زير رودخانه، در زمان خود يک طراحي تقريبا شگفت انگيز بوده و به اين دليل از زمان افتتاح خود تاکنون به نماد شهر نيويورک تبديل شده است. گفتني است اين پل در سال 1964 ثبت ملي شده و در سال 1972 نيز نشان مهندسي شهري را کسب کرد.
کانال پاناما:
کانال پاناما، يک آبراه کشتيرو 77کيلومتري در پاناما است که اقيانوس اطلس و اقيانوس آرام را به يکديگر متصل کرده و مسير اصلي تجارت دريايي بينالمللي محسوب ميشود. اين کانال که يکي از بزرگترين و مشکلترين پروژههاي مهندسي دريايي به شمار ميورد تاثير بسزايي در دريانوردي ميان دو اقيانوس داشته و جايگزين مناسبي براي راه دريايي طولاني و پرخطر تنگه ماژلان در جنوبيترين منطقه آمريکاي جنوبي شده است. کار ساخت اين کانال در سال 1880 به سرپرستي يک مهندس فرانسوي که پروژه کانال سوئز را نيز به انجام رسانيده بود، آغازشد اما با گذشت مدت زماني طولاني و مرگ نزديک به 22 هزار کارگر به دليل بيماريهاي گوناگون و رانش زمين، پروژه متوقف شد. ادامه پروژه کانال را آمريکا برعهده گرفت و سرانجام کار احداث اين کانال در سال 1914 و با تلفات 5 هزار 600 کارگر به اتمام رسيد.

